X
برای عشقم، ریحانه جان
لبخندتو معجزه ي شيريني ست .. که رؤياي بهشت را در دلم زنده مي کند ..!!
تاريخ : دوشنبه 24 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : مرتبه

1




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 239 مرتبه

 

 

 

 

 

 

 

parnia



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 178 مرتبه

چند روزیه که عاشق خرس قرمزت شدی،ولی خیلیی اذیتش میکنی مثل اینجا که روش نشستی،بهت میگم مامان گناه داره گریه میکنه ها؟ تو هم میگی میخوام سبار(سوار)بشم

اینم آخرین عکسها از یک سال و 8 ماهگی نازگلم

و سرویس خواب دختر داداش محمدم که مامان گلم درست کرده،به امید خدا چند روز دیگه دختر دایی ریحانه به دنیا میاد و ما میریم شیراز دیدنش،اسمشم اگه تا اون موقع تغییر نکنه پرنیا گذاشتن

پست بعدی عکسی از پرنیای عزیزم خواهد بود....




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 212 مرتبه

ی ماشین شارژی کلاسیک

و ی سه چرخه به رنگ آبی که اینو از ماشینتم بیشتر دوست داریمتنظر

ریحانه عاشق آب بازی و جا رو کردنه(عکسها مربوط به یکسال و 8 ماهگی)

ی روز بابایی با دوستاش قرار شد تفریحی بره ماهیگیری از اونجایی که خیلی خوش شانسه فقط بابایی تونسته بود چند تا ماهی بگیره،تو هم با دیدنه ماهیها کلی ذوق کرده بودی،دلتون نکشه همون موقع واسه ناهار همه رو نوش جان کردیم،واقعا لذیذ بودنخوشمزه 

اسم ماهیها(سه تا شوم و یه راجو)




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 192 مرتبه

ی جای دنج برای نشستنقه قهه

ریحانه و عشق تب تاب(لب تاب)

دقت کردین ژست عکس دختر کوچولوها شبیه همه؟؟؟چشمک

فدات بشم با اون عینکت خوشتیییپ(این عکس یک سال و 8 ماهگی ریحانست)

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 195 مرتبه

اینجا ریحانه خانم داره با تلفن با مامان جون صحبت مبپیکنه،موش نخورتت عسیسم،واقعا ناز و دوست داشتنی میگه سلام مامانی،چیطوری،حوبی و کلی صحبت دیگه که فقط خودش متوجه میشه

ریحانه عاشق حیاطه و جارو کردن :)

ی روز شاد و قشنگ تو شهر بازی لیان برای ریحاته

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 188 مرتبه

بالاخره میوه زندگیم 9 اردیبهشت 93 مصادف با تولد من و آغاز یک سال و 5 ماهگییش شروع به راه رفتن کرد و مهمه ما رو خوشحال کرد،دوست دارم عسلکمniniweblog.com

بیشترین چیزی هم که به ریحانه کمک کرد همین کالسکه عروسکش بود که دایی رضا روز تولد یکسالگیش براش آورد هینجا ازت ممنونیم،چون فرصت نوشتن ندارم خلاصه مینویسم و بیشتر عکس میزارم،چند تا عکس از قبل از راه رفتن دخملی:

اینجا هم ریحانه جون داره برای مامان بوفه رو گردگیری میکنه،مامان فدای اون دستای کوچولوت مهربونمبوس

اینجام که گل خانوم تازه ازحموم اومده بیرونو و خوابش میاد برای این ی کم بداخلاقه




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 195 مرتبه

سلام به همه مامانا و نی نی های نازشونniniweblog.com

 خیلی دلم برای وبلاگ ریحانه تنگ شده بود،متاسفانه نت خونه 4 ماه قطع بود ،و ریحانه عزیزدل منم خیلی وروجگ و شیطون بلا شده و اصلا نمیزاره دور و بر لب تاب بیام الانم با دقت نگاه کنین میبینین ساعت 2 نصف شبه و همه خوابن




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 24 فروردين 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 279 مرتبه

اتلیه

2

3

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 24 فروردين 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 1342 مرتبه

دقیقا ساعت 4 عصر روز دوم عید از بوشهر حرکت کردیم به سمت شیراز،حدود ساعت 9 رسیدیم شیراز،هوا بسیار سرد بود و متاسفانه ریحانه خانمی من از روز عید سرماخورد و حال مساعدی نداشت من هم روز اولی که رسیدیم سرمای خیلی بدی خوردم طوری که صدام گرفته بود و اصلا نمیتونستم صحبت کنم 5 روز خونه بابابزرگ موندیم و روز ششم رفتیم خونه عموی بابا (عمو رحیم ) خانمشون خیلی دوستت داشتن و میگفتن چقدر شبیه کوچیکیهای بابا یی هستی ،اونا هم ی کوچولو به اسم آقا سینا داشتن که کلی با هم بازی کردین،سحر خانمم که چهارم ابتدایی بود و خیلی شما رو دوست داشت و همش به من میگفت کاش ریحانه آبجی من بود،روز بعد به اتفاق بابابزرگ و عمو رحیم و خانم بچه هاش رفتیم خونه عمو مهرداد بابا که اونا هم واقعا لطف کردن و خیلی مهمون نواز بودن ، شایان پسرشون بود و خیلی مودب بود ،آخر شب هم شما و سینا و سحر وشایان کلی رقصیدین و بازی کردین و ما هم از خوشحالیتون خوشحال بودیم،چون خونه عمو مهرداد کوچیک بود(شهریور میرن تو خونه جدیدشون که ساختن)شبو اونجا نخوابیدیمو برگشتیم خونه بابا بزرگ و فردا ظهر رفتیم خونه عموی من(عمو داریوش) یک روز کامل اونجا موندیم شب همون روز با هم رفتیم باغ ارم ولی اینقدر هوا سرد بود که خیلی زود برگشتیم خونه ولی به نظر من باید روز میرفتیم نه شب،ایشالا سری بعد

 

ارم

 

فردا صبح هم خداحافظی کردیم و قرار شد بریم خونه عمو فرزاد که از مکه اومده بودن ناگفته نماند که شب اولی که خونه بابابزرگ بودیم عمو فرزاد چون خیلی مهربونن اومدن دیدن شما و وقتی خواستن برن 50 تومن بهتون عیدی دادن،بابابزرگم بهت 50 عیدی داد،دستشون درد نکنه تا باشه از این عیدیهاچشمک)

قبل از رفتن به خونه عمو فرزاد رفتیم شاهچراغ،زیارت که کردیم تو صحن شاهچراغ مکانی رو برای بچه ها درست کرده بودن که یه سری به اونجا زدیم بعد رفتیم بازار شاهچراغ و رفتیم خونه عمو فرزاد اونجا هم بینهایت خوش گذشت و خیلی خوب بود(در کل مسافرت این سری عالی بود فقط بدیش به این بود که من و دخمل نازم سرما خورده بودیم)ناراحت

زیارت

بازی

فردا بابایی ما رو برد باغ عفیف آباد و بعدش رفتیم تخت جمشید،چون  عروس زن عمو فرزاد عقدکنون و جهاز برون داشت (فسا)کسی با من نتونست بیاد و ما تنهایی رفتیم،خیلی هم اصرار کردن که ما هم بریم ولی ترجیح دادیم بریم تخت جمشید که اونجا هم عالی بود،ولی کلی پیاده روی داره و من خیلی خسته شده بودم،اما تخت جمشید دیگه چیزی ازش نمونده همه رو یا به غارت بردن یا فرسوده شده(تو حاشیه نرم که بد میشهمتفکر)

باغ

تخت

شب هم مجبور شدیم بریم مهمانسرای سازمان بابا،چون کسی از فامیلای بابا شیراز نبود و همه رفته بودن برای جشن،عموی منم که رفته بودن کازرون

فردا صبح هم بابا علی رفت از بهار که بهترین آش فروشی تو شیرازه برامون آش خرید با نون بربری داغ داغ،جای همگی خالی،آشو زدیم به بدن و رفتیم هایپراستار،اونجا رو خیلی دوست دارم مخصوصا طبقه مواد غذاییشو،ریحانه خانمی منم که عاشق گوجه،با دیدن گوجه کلی جیغ زد که به قول خودش گوگه میخوام بابایی هم برات گوجه خرید و همونجا شست و داد به شما خوردی کلی هم خوشحال بودی،برا ناهارم از همونجا ماکارونی و مرغ سوخاری خریدیم،که خیلی خوشمزه بود

استار

 

دایناسور

عاشق این دایناسور تو هایپر شده بودی مثل خودش سرتو تکون میدادی و دهنتو باز و بسته میکردی

و در آخر .....

برگشتیم مهمانسرا،عصر هم رفتیم بازار و ی کم خرید کردیم و فردا صبح هم برگشتیم خونه

این پست ویرایش خواهد شد با عکس




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 24 فروردين 1393 | نویسنده : مامان زینب
بازدید : 429 مرتبه

تو این پست میخوام طرز تهیه یه کیک(کاپ کیک شکلاتی) خیلی خیلی خوشمزه رو بزارم ،حتما درست کنین و از طعمش لذت ببرین،چون درست کردنش نیاز به فر و همزن برقی نداره و با کمترین امکانات میشه این کیکو درست کرد

مواد لازم جهت کاپ کیک شکلاتی :

آرد سفید : 4ق غ

شکر :  4ق غ

پودر کاکائو : 2ق غ

تخم مرغ بزرگ : 1 عدد

روغن مایع : 3 ق غ

شیر: 5 ق غ

وانیل :1ق چ

بکینگ پودر : 1 ق غ

طرز تهیه :

ایتدا تمامی مواد خشک و با هم مخلوط میکنیم بعد تخم مرغ رو باهاشون مخلوط میکنیم بعد شیر و روغن هم اضافه میکنیم، فنجونامونو یه کم چرب میکنیم مواد کیک رو میریزیم توی فنجونا،قابلمه مناسبی رو تا یک سوم فنجونا پر از آب میکنیم میزاریم تا آب به جوش بیاد سپس شعله رو کم میکنیم و فنجونا رو میزاریم تو قابلمه و دمکنی میزاریم حدود  15تا  20 دقیقه زمان میبره که بپزه بعد زیر قابلمه رو خاموش میکنیم  10 دقیقه بدون اینکه دمکنی رو برداریم میزاریم خنک بشه سپس تو ظرف مورد نظر تزیینشون میکنیم ،بسته به سلیقه خودتون میتونین وسطشو موز و گردو بزارین و با خامه تزیین کنین،نوش جان

کیک

کیک




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 23 نفر
بازدید هفته قبل : 109 نفر
كل بازديدها : 48629 نفر